سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
رویاهای خیس
رویاهای خیس


وقتی که ...


وقتی که قلب‌هایمان‌ کوچک‌تر از غصه‌هایمان‌ میشود،
وقتی نمیتوانیم‌
اشک هایمان ‌را پشت‌ پلک‌هایمان‌ مخفی کنیم‌
و
بغض هایمان ‌پشت‌ سر هم‌ میشکند ...



وقتی احساس‌ میکنیم
بدبختیها بیشتر از سهم‌مان‌ است
و رنج‌ها بیشتر از
صبرمان ...


وقتی امیدها ته‌ میکشد
و
انتظارها به‌ سر نمیرسد ...


وقتی طاقتمان تمام‌ میشود
و تحمل مان‌ هیچ ...



آن‌ وقت‌ است‌ که‌ مطمئنیم‌ به‌
تو احتیاج‌ داریم
و مطمئنیم‌ که‌
تو
فقط‌ تویی که‌ کمکمان‌ میکنی ...


آن‌ وقت‌ است‌ که‌ تو را صدا میکنیم
و
تو را میخوانیم ...



آن‌ وقت‌ است‌ که‌
تو را آه‌ میکشیم
تو را
گریه ‌میکنیم ...
و تو را
نفس میکشیم ...


وقتی تو جواب ‌میدهی،
دانه ‌دانه‌
اشکهایمان ‌را پاک‌ میکنی ...
و یکی یکی غصه‌ها را از
دلمان ‌برمیداری ...



گره‌ تک‌تک‌ بغض‌هایمان‌ را
باز میکنی
و
دل شکسته‌مان‌ را بند میزنی ...


سنگینی ها را برمیداری
و جایش‌
سبکی میگذاری و راحتی ...


بیشتر از تلاشمان‌ خوشبختی میدهی
و بیشتر از حجم لب‌هایمان،
لبخند ...



خواب‌هایمان‌ را تعبیر میکنی،
و دعاهایمان‌ را
مستجاب ...



آرزوهایمان‌ را
برآورده می کنی ؛

قهرها را
آشتی میدهی

و سخت‌ها را
آسان

تلخ‌ها را
شیرین میکنی

و دردها را
درمان



ناامیدی ها، همه
امید میشوند

و سیاهی‌ها
سفید سفید ...





نوشته شده در تاریخ سه شنبه 18/11/90 توسط محمد
مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
.: Themes By Blog Skin :.


بازدید امروز: 19
بازدید دیروز: 28
کل بازدیدها: 3250


 

قالب قالب قالب کد خوش آمد گویی کدخوش آمدگویی